نایس تولز

پایش حرف های خانه نشین

۳۰ فروردین ۱۳۹۷

پایش حرف های خانه نشین
پلکان فرسوده ای پا روی گردن خویش می نهد و دلتنگی های تازه ای را از پشت بام همسایه به زیر می کشد تا چنبر خاموشی بر دلم بتند.

تو می آیی! فریشته ای زاده ی ماه شهید.

ترنج نازک نسیم را در لحظه های زمردین روی صورتم پهن می کنی. کهربای شوریدگی را با زه نازک خنده ات، روی مجموعه ای از چترهای تُنک ، تیک می زنی.
اگر سلام های خیست فرصت ورزندگی به لب هایم ندهد، تمام شکل های غریب و تکّه های عمرم را برمی دارم و زیر چرخ های خیابان های پرترافیک پهن می کنم.

باور کن:
از بس باران از سراشیبی انگشت هایم چکیده “مفصل هایم بوی خزه گرفته اند”
و
شعرهایم؛ پر از گل و لای مثل ماهی های نیمه مرده در کف حوضی که معماریش گریه می کند غوطه ورند.

بیا
کجاوه ی لیلی بر پا کرده ام
سینه ریز دختریت،پاره کن! سینه ای پرسوز آورده ام.
قسم خوردی ، از پنجره سر در نیاری تا “آنی که” بوی قدم هایم به شامه ات برسد.

اینک:
آمده ام “پر از خالی های سنگین دوستت دارم”
تا بگویم:
“دوستت دارم”